اشاره:
بی گمان تصویر "میرزا علی اکبر خان" (شیدا) را دیده اید، پیرمردی سیه چرده، با صورتی استخوانی، چشمانی خسته، سبیل های آویخته و تنی رنجور، داستان شیدایی او را شنیده اید؟ نیمه شب ها دستی به سه تار می برده و در خلوت خود به راز و نیاز می نشسته، تا آن که دل و جان باخته معشوقه ای می شود و کارش به سرحد جنون می کشد:
در خم زلف تو پایبند جنون شد دل من واندر ان سلسله عمریست که خون شد دل من
از آن پس دلش به کمند زلف خوبان گرفتار می شود و گاهی در عوالم تنهایی برای خود، معشوقه های خیالی می سازد:
جان به رقص آید از لطایف او همچو شاخ گل از نسیم بهار
تصویر "ابوالقاسم عارف قزوینی" را چطور؟ چهره ای مصمم، با وقار، با چشمانی نگران؛ تصنیف های عارف علاوه بر جذبه های عشق و عاشقی، غم زمانه و زمانه ها را باز می گوید و مبیّن دردهای اجتماع است. وقتی به ساخته های عرف گوش می سپاریم، به راستی نمی دانیم که این هنرمند بیشتر غم زمانه را خورده است یا فراق یار کشیده است؟ خود عارف می گوید: "وقتی تصنیف های وطنی ساخته ام که ایرانی از هر ده هزار نفرش، نمی دانست وطن یعنی چه!"
از عشق پیدا و نهانش به افتخارالسلطنه و تصنیف های آن دوره تا بدانجا که می گوید: "دل هوس سبزه و صحرا ندارد" و عشقش به میهن است و میهن پرستی. همه و همه شاهکار است، شاهکار موسیقی و ادبیات. اما چه دلگیر است، وقتی بر مزارش می روی و در پای بنای ابو علی سینا که خود وصیت کرده است، در زیر انبوهی از برگ های پائیزی - از یاد رفته – سراغش را می گیری. هر چند اشعار بلندش و تصانیف جمیلش از یاد رفتنی نیست.
دریغ است که در اینجا از "درویش خان"، "جهانگیر مراد (حسام السلطنه)" و "محمد علی امیر جاهد" ذکری به میان نرود، مصنفینی که بر موسیقی ما تاثیرگذار بوده اند و آثارشان همواره دلنواز و دلنشین بوده است.
بعد از ایشان و چندین و چند نفر دیگر که تصنیف های خرد و کلان ساخته اند، می رسیم به نسلی دیگر از تغمه پردازان موسیقی ایران که سرآمد همه آن ها این سه نفر بوده اند: "مرتضی محجوبی"، "حسین یاحقی" و "علی تجویدی".
"مرتضی خان محجوبی" مردی با پنجه های طلایی که روح موسیقی ایران را در کالبد خشک و بی جان پیانوی فرنگی دمید و زیر انگشتان خود این ساز را خمیر نمود تا حالی وصف ناپذیر از آن به گوش مستمعین رساند. آهنگ ساخت، اما کم و گزیده، طوری که بهتر از آن متصور نیست. او نیز مثل "رضا (برادرش)"، دلداده و شیفته بود، شیفته موسیقی.
"حسین یاحقی" که صبا درباره او بارها گفته بود: "اگر می خواهید ساز با حال گوش کنید، ویلن حسین را بشنوید". او نیز از دیگر آهنگسازان موفق موسیقی ما محسوب می شود. متانتی که در چهره و در وجود "حسین یاحقی" نهفته بود، در آثار آهنگینش نیز نهفته است. برق غمی که آتش به جان او زده بود، موجب خلق آثاری ماندگار در موسیقی ایران شد.
و اما نواپردازی دیگر که اصفهانی و اصفهانی الاصل است، "استاد علی تجویدی".
علی تجویدی در کانونی به دنیا آمد که همه قبیله اش صاحبان هنر بودند. اجداد پدر و مادر پدری اش همه از هنرمندان نقاش، شاعر، خواننده، خوشنویش، کاشی ساز و منبت کار اصفهان بودند. یکی از اجدادش به نام "ملا مختار" قرآن کریم را با صدای بسیار خوش می خواند و چون به هنر موسیقی مسلط بود و طبع شعری هم داست، فن تجوید را به شعر درآورد و از آن پس ملقب به "مختار تجویدی" شد. نیای پدری اش "محمد علی سلطان الکتاب اصفهانی" از نسخ نویسان مشهور دوره قاجار بود. سلطان الکتاب چند فرزند داشت که همگی نقاش، خوشنویس و موسیقی دان بودند، از جمله "میرزا هادی خان تجویدی" و "میرزا علی خان تائب" که هر دو از صدایی خوش برخوردار بودند و به روزگار جوانی از محضر "نایب اسدالله" گوشه های موسیقی را و نیز شیوه آوازخانی را از پسر عمه خود یعنی "آقا سید عبدالرحیم اصفهانی" آموختند. این دو برادر از پدر و جد خود خوشنویسی و نقاشی به سبک مینیاتور را فراگرفتند و در سال ۱۲۹۲ به منظور تحصیل نقاشی در "مجمع الصنایع" از اصفهان به تهران رفتند و در خیابان ری، بالاخانه ای اجاره نمودند. همچنین برای فراگیری تار و سه تار به کلاس درویش خان رفتند و در محضر او این هنر را آموختند.
دونوازی ویلن و تمبک در سه گاه: علی تجویدی و جهانگیر ملک
در همان سال ها "هادی تجویدی" برای تحصیل در رشته نقاشی کلاسیک به مدرسه کمال الملک رفت و پس از اخذ دیپلم به عنوان استاد نقاش در این مدرسه مشغول به کار شد. او استادی زبردست و یگانه در هنر خود بود و امروزه بسیاری از آثار ارزشمندش در موزه های معتبر جهان حفظ و حراست می شود.
هادی خان در سال ۱۲۹۸ صاحب فرزندی شد که نامش را "علی" نهاد. فرزندان هادی خان بر خلاف خواست باطنی پدر، هر سه به هنر گرایش نشان دادند؛ "محمد" و "اکبر" دو هنرمند نقاش و "علی" هنرمند موسیقی دان. علی تجویدی مبانی اولیه موسیقی، خصوصاً گوشه های آوازی را نزد پدر و عمویش آموخت و بعد با خریدن نی لبک کوچکی، اولین ساز خود را انتخاب نمود. نواختن فلوت و شاگردی "ظهیرالدینی"، همچنین نت خوانی نزد "موسی خان معروفی" گام های بعدی او در وادی موسیقی بود.
علی نوجوان به سال ۱۳۱۵ پدر هنرمند خود را از دست داد و این ضربه مهلک طبیعت، به مدت یکسال او را به سکوتی سرد و سنگین فرو برد. او در مورد مرگ پدر چنین می گفت: "کسالت پدرم سه سال به طول انجامید و سرانجام در سن ۵۰ سالگی، زندگی را وداع گفت و اگر راستش را بخواهید، در این مملکت، دق مرگ شد".
و باز اگر راستش را بخواهید تمام هنرمندان واقعی در این مملکت دق مرگ می شوند، خصوصاً هنرمندان موسیقی (حتی اگر صد سال هم عمر کنند)!
علی تجویدی بعد از گذشت یک سال، با نواختن ساز ویلن، بار دیگر به دنیای موسیقی سلام گفت. فراگیری این ساز نزد "سپهری" و بعد راهیابی به کلاس درس "حسین یاحقی" که قریب دو سال و نیم به طول انجامید، فرصت بسیار مغتنمی بود، اما دشت وجود تجویدی زمانی از موسیقی ناب ایرانی بیش از پیش سیراب شد که به محضر ابوالحسن خان صبا رسید. آشنایی با شیوه نوازندگی صبا، آموختن ردیف صحیح موسیقی ایران (به دور از تمامی حشو و زوائد) و درک و دریافت روح موسیقی ایران، از اندوخته ها و آموخته های او در این دوران بود.
چندی بعد بنا به توصیه استاد، نواختن سه تار را نیز نزد ایشان شروع نمود و به یادگیری پرداخت. این شد که نواختن یک ساز مضرابی در کنار یک ساز کششی تفکر و احساس او را در موسیقی تثبیت نمود. باز هم به پیشنهاد صبا، برای آشنایی با تکنیک های ویلن غربی که برای هر نوازنده ویلنی در هر کجای دنیا ضرورت دارد، نزد "ملیک آبراهیمیان" و "بابگن تامبرازیان" متدهای لازم را آموخت. علم هارمونی را از "هوشنگ استوار"، ارکستراسیون را از "ضیاء مختاری" و ردیف و تصانیف قدیم را نزد "حاج آقا محمد ایرانی مجرد"، "اسماعیل قهرمانی" و "عبدالله دوامی" فرا گرفت و خلاصه این که از هر صاحبدلی و صاحب هنری، نکته ای و شمه ای آموخت. او در راه طلب از پا ننشست.، تا آن که موسیقی دانی شش دانگ و کارآمد شد.
تجویدی اولین برنامه رادیویی را در سال ۱۳۲۷ در رادیو ارتش اجرا کرد. در همین سال ها بود که پی به قریحه آهنگسازی در وجود خود برد و اولین ترانه را به نام "شب مهتابی" (به یاد زیبایی خفته در بستر بیماری) ساخت و اجرا نمود. او از اولین هنرمندانی بود که با برنامه گل ها همکاری را شروع کرد و آهنگ "چه می شد" با شعری از معینی کرمانشاهی، اولین اثرش در این سلسله برنامه ها بود.
از سال ۱۳۳۴ در اداره کل هنرهای زیبا و از سال ۱۳۳۶ در هنرستان عالی موسیقی (پس از درگذشت صبا) به تدریس ویلن مشغول شد. عضویت شورای عالی موسیقی، تدریس در دانشکده هنرهای زیبا، عضویت شورای موسیقی باربد و سرپرستی ارکسترهای متعدد، از دیگر فعالیت های موثر او در طول عمر هنری اش بود.
«اگر مهر تو را بر دل ما داد»: ساخته علی تجویدی و با صدای مرضیه
تجویدی بیش از سه دهه بود که با گسترش انواع موسیقی ناشایست و با آن که در میهن خود خانه و کاشانه دارد، چون دیگر بزرگان موسیقی، در غم غربت و غریبی به سر می برد. ویلن و سه تار می زد، با صدایی خسته می خواند، آهنگ می ساخت و ناشنیدنی ها در موسیقی ایران، شنیدنی می کرد. وی در سال ۱۳۷۸ از طرف دایرالمعارفی معتبر در آمریکا و اروپا به عنوان برترین های قرن بیستم به جهانیان معرفی شد، اما خبر آن در داخل کشور چندان منتشر نگردید!
و اما استاد علی تجویدی از منظری دیگر:
آهنگسازی:
خواستن توانستن نیست! بلکه قسمتی از آن است. خیلی ها دلشان می خواهد تکنواز باشند، ولی این طور نیست. خیلی ها دلشان می خواهد آواز خوان باشند و سعی بسیار هم می کنند، ولی نمی شود. خیلی ها می خواهند آهنگساز باشند، اما آهنگسازی قریحه می خواهد، ذوق ادبی می خواهد، طبع روان می خواهد، نوع دوستی، عشق، شناخت عمیق از موسیقی مادری و هزار و یک چیز دیگر می خواهد. خود استاد در این باب می گفتند: "آهنگساز و شاعر تا پیام و رسالتی راستین برای جامعه در آثار خود نداشته باشند، ممکن نیست بتوانند با مردم ارتباط معنوی و روحی برقرار کنند. یک هنرمند باید در درجه اول با خویشتن خویش ارتباط کامل برقرار کند و خودش را بشناسد و کامل کند تا موفق شود احساسات درونش را به راحتی به دیگران منتقل نماید. آثاری که فاقد این صفت و خاصیت باشد، بی ارزش است و اگر هم بنا به جهاتی این آثار به ظاهر معنوی، شهرت و سازنده آن هم معروفیتی پیدا کند، در اندک مدتی به دست فراموشی سپرده خواهد شد و ثابت می شود که آن اثر، ریشه در عواطف جامعه نداشته است".
نکته در همین جاست که آهنگسازی چون تجویدی، احساس را، اندیشه را و موسیقی را از بطن جامعه می گرفت و با علم به موسیقی، آن را می ساخت. نتیجه آن که جامعه موسیقی بر آن صحه می گذاشت و توده مردم آن را با جان و دل می پذیرفتند. آهنگ های جاودانی چون: "آتش کاروان"، "صبرم عطا کن"، "رفتم که رفتم"، "بگو که هستی بگو"، "سنگ خارا"، "پشیمانم"، "نه همزبانی"، "آزاده ام"، "دیدی که رسوا شد دلم"، "مرا عاشقی شیدا"، "این همه آشفته حالی"، "دلداری دارم" و ده ها اثر ارزشمند دیگر که عدد آن به سیصد یا چهارصد می رسد، همه از ساخته های اوست. گفتن و شنیدن آن هم ساده نیست، چه رسد به ساختن آن! رنجی و مرارتی که این مرد در طول سالیان عمر پر برکت خود، بر سر ساختن این ترانه ها کشید ، به تقریر نمی آید و هرگز کسی یا کسانی از عهده تکریم آن برنمی آیند. در این جا پر بجاست که یادی کنیم از هم قطارانی که با سروده های خود با استاد همزبان، همحال و همدم بوده اند، تا این آثار تکوین یافته است: اسماعیل نواب صفا، بیژن ترقی، رهی معیری، رحیم معینی کرمانشاهی و ...
تصنیف «بازگشته»: آهنگ علی تجویدی و با صدای دلکش
نت تصنیف بازگشته (از کتاب یادگاران)
تجویدی هر گاه ملودی تازه ای به سراغش می آمد، روزها، بلکه هفته ها با آن زندگی می کرد، با شاعر ترانه سرا می زیست و به خواننده ای توانا تفهیم می نمود تا اثر به ثمر بنشیند و نتیجه دهد.
یکی از دلایل توفیق تجویدی در آهنگسازی آن بود که ترانه را قبل از سپردن به خواننده و اجرا، با صدای دو دانگ خود برای اهل نظر می خواند و با ویلن و سه تار همراهی می کرد و از این طریق، نقد سالم و سازنده ایشان را می پذیرفت و در اثرش تاثیر می داد. آنچه بعضی از هنرمندان ما، پس از تکوین آثار خود هم، زیر بار آن نمی روند. پس علی تجویدی علاوه بر قریحه و توان آهنگسازی، بسیاری خصایص دیگر داشت که وسواس فراوان و نقدپذیری از آن جمله بودند. این رمز شهرت خوانندگانی است که آثار او را اجرا کردند که در نتیجه آن، آثار تجویدی این گونه در دل مردم ماندگار شد.
دیگر ویژگی هنری تجویدی، ذهن جویای او در موسیقی بود که به هیچ وجه ایستا نبود. وی همیشه در انتظار الهام گرفتن از جهان پیرامون خود و یافتن انگیزه ای برای خلق آثار تازه و بدیع بود. استاد در این زمینه می فرمود: "از همه این ها گذشته، من همواره در صدد نوشتن و انشای کارهای تازه ام و از همه مهمتر این است که نیازهای فعلی مرا، آهنگ های اجرا شده در گذشته، کاملاً تامین نمی کند. امروز حرف های تازه ای دارم. بیان آهنگ هایی که در ظرف ده سال اخیر ساخته ام به کلی با آثار گذشته متفاوت است. افسوس که به علت نبودن ارکستر و مشکلاتی که از این دست وجود دارد، امکان اجرای آن ها برایم فعلاً مقدور نیست."
ویلن علی تجویدی به همراه آواز محمدرضا شجریان
پس این ویژگی آهنگسازان بزرگ چون علی تجویدی است که در کار خود دو تعهد داشته اند: نخست ارائه موسیقی سالم و سازنده که ریشه در اصالت قومی ما داشته و دارد و دیگر القا افکار و احساسات بلند انسانی در قالب کلمات و از طریق موسیقی.